أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
486
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ما با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بتبوك بوديم يكروز آفتاب برآمد با نورى و ضيائى هر چه تمامتر كه چنان هرگز نديده بوديم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جبرئيل را گفت : امروز چه روز است كه آفتاب را چندين شعاع است ؟ - و هيچ روز چنين نبوده است ، جبرئيل گفت : بدانكه معاوية بن معاوية اللّيثى در مدينه فرمان يافته است خداى تعالى هفتاد هزار فريشته را فرستاده است تا بر او نماز كنند ، گفت : وى اين منزلت بچه چيز يافته است ؟ - گفت : به آنكه وى « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » بسيار خواندى درآمد و شد و نشست و برخاست و در شب و روز ، ميخواهى يا رسول اللّه تا زمين را درنوردم تا بر وى نماز كنى ؟ - گفت : خواهم ، پس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم در حال برفت و بر وى نماز كرد با فريشتگان و بازآمد « 1 » . ابن عبّاس گفت : عامر بن الطفيل و أربد بن ربيعه بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و گفتند : بگوى : تا ما را با چه دعوت ميكنى ؟ - گفت : با خداى ، گفتند : ما را بگو : تا خداى تو از چيست ؟ - از زرست يا از نقره يا از مس « 2 » يا از آهن ؟ - خداى تعالى اين سوره فرستاد ، چون بازگشتند آتشى از آسمان بيامد و أربد را بسوخت عامر بجست و در وقعهء نيزهء بر پهلوى وى زدند وى نيز هلاك شد « 3 » . جمعى از مفسّران گفتند كه : جماعتى از أحبار جهودان بنزديك رسول آمدند و گفتند : بگو اى محمّد تا خداى تو چگونه است كه صفت و نعت وى در توراة خواندهايم تا موافق آن هست يا نه ؟ - خداى تعالى اين سورت فرستاد و گفت : بگو اى محمّد كه : او خدائى است يگانه و يكى است كه ويرا دوّمى نيست ، خدائى كه پناه جملهء نيازمندان است همه را بوى احتياج است و ويرا بكس احتياج نيست ، آنست كه آسمان آفريد و زمين آفريد و آدمى و آدم آفريد و شما همه به اين معترفيد . ابن عبّاس گفت : [ صمد ] سيّدى بود كه در حوائج رجوع با وى كنند صادق عليه السّلام گفت : عالمى باشد كه كس ويرا غلبه نتواند كرد . بعضى ديگر گفتند : آن بود كه متجزّى نشود كه اگر
--> ( 1 ) - بايد دانست كه ابو الفتوح ( ره ) أحاديث ديگر نيز در بارهء فضيلت قرائت اين سوره آورده است و أبو المحاسن ( ره ) به منظور تلخيص و اكتفا به آنچه ياد شد آنها را نياورده است هر كه طالب باشد بتفسير ابو الفتوح ( ره ) رجوع كند . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى « مس » : [ روى ] . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و قصّهء ايشان در سورهء رعد رفته است » .